
کتاب برادران کارامازوف نوشته فیودور داستایفسکی انتشارات ناهید
انتشارات
ناهید
ترجمه
صالح حسینی
تعداد صفحات
1617
نوع جلد
گالینگور
قطع
وزیری
فئودور پاولوویچ کارامازوف، پدری ولخرج و شرور است که هر چیز نجیبی را به سخره میگیرد. زمانی که پسرانش کودک بودند، او نه از روی بدخواهی، بلکه صرفا به این دلیل که آنها را «فراموش کرده بود» از آنها غافل شد. هنگامی که پدر به قتل میرسد، تمام پسران تحت اتهام قرار میگیرند.
پسر بزرگتر او، دیمیتری، مردی پرشور است که با پدرش بر سر پول دعوا میکند و برای جلب توجه زنی به نام گروشنکا، با او رقابت میکند. جوانترین پسر خانواده، آلیوشا، یکی از تلاشهای داستایوفسکی برای خلق یک شخصیت مسیحگونه است. آلیوشا به پیروی از راهب خردمند زوسیما، سعی میکند عشق مسیحی را عملی کند. داستایوفسکی به نوعی او را قهرمان اثر معرفی میکند، اما خوانندگان معمولا بیشتر به برادر میانی یعنی ایوان روشنفکر علاقهمند هستند.
ایوان مانند راسکولنیکوف، قهرمان کتاب جنایت و مکافات، استدلال میکند که اگر خدا و جاودانگی وجود نداشته باشد، «همهچیز مجاز است» و حتی اگر همهچیز مجاز نباشد، او به آلیوشا میگوید که فرد فقط مسئول اعمال خود است، اما نه در برابر خواستههای خود. البته زمانی که کارامازوف پیر کشته میشود، ایوان علیرغم تمام نظریههایش، بهخاطر اینکه آرزوی مرگ پدرش را داشت، احساس گناه میکند. در ردیابی احساس گناه ایوان، داستایوفسکی توجیهی روانشناختی برای آموزههای مسیحی ارائه میدهد. شر فقط بهخاطر وجود چند جنایتکار اتفاق نمیافتد، بلکه به دلیل جو اخلاقی که تمام مردم با داشتن آرزوهای شیطانی در آن مشارکت دارند، رخ میدهد.